X
تبلیغات
رایتل

صدای تالش

تالش سرزمین کهن و جاوید در پهنه شمالی و غربی کوههای تالش واقع در رشته کوه البرز است

تریبون صدای تالش www.sedayetalesh.ir Tolışi sədo talesh_voice@yahoo.com اخبار مقالات و گزارشهای خود را به آدرس ایمیل بالا ارسال نمایید تا به نام شما از تریبون صدای تالش انتشار یابد

بیوگرافی نمایندگان ادوار تالش


نام ونام خانوادگی نمایندگان ادوار تالش در مجالس شورای ملی، سنا و شورای اسلامی به ترتیب  به شرح زیر است :

سردارمنصور (میرزا فتح الله خان)

حاج شیخ محمد حسین

حاج آقا رضا رفیع

محسن همراز (فاضل الملک)

سید حسین معینی

حاج سید مصطفی مصطفوی کاشانی فرزند آیه الله کاشانی از مبارزین ملی شدن نهضت نفت

هلاکو رامبد

مرحوم حجه الاسلام سید میر یونس عرفانی

سید مجتبی عرفانی  28ساله در زمان برگزیده شدن

سید ابراهیم میر غفاری

عسگر اسلام دوست کاربندی

بهمن محمد یاری

محمود شکری هم اکنون

 

 

سردارمنصور (میرزا فتح الله خان)


فتح الله خان اکبر (زاده ۱۲۳۴ خورشیدی در رشت - درگذشته ۱۳۱۷ در تهران) ملقب به سپهدار اعظم و معروف به سپهدار رشتی نماینده مجلس، وزیر و نخست‌وزیر در دوران مشروطه از آبان تا اسفند ۱۲۹۹ ه‍. ش. در زمانهای مختلف او با لقبهای پی در پی مانند بیگلربیگی، سالار افخم، سالار اعظم، سردار منصور از ۱۳۲۰ و سپهدار اعظم از ۱۳۳۳ شناخته شده‌است. فتح الله، یکی از نامداران ثروتمند گیلان، فرزند حاج میرزا محمدعلی امشه‌ای معروف به حاجی خان در سال ۱۲۷۳ ه‍. ق (۱۲۳۴ ه‍. ش) به دنیا آمد و پس از اتمام تحصیلات در حد سطح، همچون پسرعمویش صادق خان اکبر محتشم الملک (سردار معتمد بعدی) وارد تشکیلات عریض و طویل عموی متمول و متنفذ خود اکبر خان بیگلربیگی مالک و حاکم مشهور دوره ناصری و اجاره دار گمرکات شمال ایران گردید. او و صادق خان خیلی زود مورد توجه اکبر خان قرار گرفتند و به نامزدی دو دختر او درآمدند. لیکن هنوز این نامزدی به ازدواج نیانجامیده بود که اکبر خان در سال ۱۳۰۷ ه. ق بدرود حیات گفت و فتح الله خان با هدف حفظ دارایی بیگلربیگی در خانواده، ترجیح داد بجای دخترعمو با بیوه جوان عموی خود ازدواج کند. از قضا دختری که نامزد فتح الله خان بود، اندکی بعد درگذشت و تمامی ثروت اکبر خان به تنها دختر و بیوه او و در واقع به فتح الله خان و صادق خان رسید. فتح الله خان در همان سال ۱۳۰۷ ه‍. ق با درجه امیر تومانی و عنوان بیگلربیگی اجاره دار گمرکات شمال ایران شد و بر جای عموی خود نشست و به تدریج ملقب به سالار افخم، سالار اعظم و سردار منصور شد.

 فتح الله خان سردار منصور مقارن با انقلاب مشروطیت برای اداره تلگراف خانه راهی پایتخت و در آنجا با آزادی خواهان و مشروطه طلبان آشنا شد و به آنان پیوست. در سال ۱۳۱۸ ه‍. ق سرویس پستی به مبلغ ۶۰٬۰۰۰ تومان در سال به فتح الله خان اجاره داده شد، و او به عنوان وزیر پست انتخاب شد. پس از شروع به کار دولت مشروطه، او از جنبش قانونخواهی حمایت کرد و یک روز پس از برکناری از سمت وزیر پست و تلگراف در سال ۱۳۲۶ ه‍. ق دو هفته پیش از به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی، به فرمان محمدعلی شاه قاجار به کلات در خراسان تبعید شد. ولی چندی بعد که عمو زادگانش؛ میرزا کریم خان رشتی، عبدالحسین خان معزالسلطان سردار محیی، عمیدالسلطان و... با همکاری دیگر مشروطه خواهان انقلاب محرم ۱۳۲۷ ه. ق رشت را به راه انداختند و پس از آن قزوین و تهران را فتح کردند، او نیز قدرت یافت و به عضویت کمیسیون ۲۸ نفره سران مشروطه درآمد و دوباره به وزارت پست و تلگراف منصوب شد.

او پس از آن در کابینه‌های اول، دوم و سوم محمدولی خان تنکابنی سپهدار اعظم در سمت خود ابقاء شد و در کابینه چهارم او به سمت وزارت عدلیه منصوب گردید (۱۳۲۷ و ۱۳۲۸ ه‍. ق. سردار منصور در سال ۱۳۳۳ ه‍. ق به ترتیب در کابینه‌های  عین الدوله و فرمانفرما وزیر عدلیه و وزیر پست و تلگراف شد و همچنین در این سال از طرف اهالی طوالش و کرگانرود به نمایندگی دوره سوم مجلس شورای ملی برگزیده شد که به جهت تصدی پست دولتی از پذیرفتن آن خودداری کرد.

 در سال ۱۳۳۴ ه‍. ق که محمدولی خان تنکابنی با لقب سپهسالار اعظم مجدداً رئیس الوزراء شد، فتح الله خان هم با لقب سپهدار اعظم مجدداً وزیر پست و تلگراف شد. به همین خاطر در تاریخ، محمدولی خان به سپهدار تنکابنی و فتح الله خان به سپهدار رشتی نامبردارند. او از سال ۱۳۳۶ ه‍. ق (۱۲۹۵ ه‍. ش) در سه کابینه وثوق الدوله وزیر داخله و وزیر جنگ شد. تا اینکه در آبان ۱۲۹۹ ه‍. ش (۱۳۳۹ ه‍. ق) فرمان ریاست الوزرایی به نام او صادر شد. لیکن کابینه او پس از سه ماه با وقوع کودتای رضا خان میرپنج (سردار سپه و رضا شاه بعدی) سقوط کرد.

 پس از کودتا او در سفارت بریتانیا در تهران پناهنده شد و سپس به خانه‌اش در رشت رفت، جایی که تا زمان فوت اش در سال ۱۳۱۷ بیصدا در آن زیست. سپهدار رشتی در سال‌های ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۴ ه‍. ش نمایندگی رشت را در ادوار چهارم و پنجم مجلس شورای ملی بر عهده داشت، ولی پس از انقراض قاجاریه و روی کار آمدن سلسله پهلوی از فعالیت سیاسی کناره گرفت. او عاقبت در سال ۱۳۱۷ ه‍. ش در تهران چشم از جهان فروبست و در گورستان ابن بابویه در آرام گاه خانوادگی به خاک سپرده شد. او اغلب احمق تصویر شده، ولی شغل و اقدامات اش القا می‌کنند که احتمالاً ساده‌لوحی او حساب شده بوده‌است. یک مرد بریتانیایی به نام هنری سوج لندور او را باهوش، زیرک و مهریان یافت.

رضا رفیع


رضا شریعت زاده گیلانی معروف به حاج آقا رضا رفیع و ملقب به «قائم‌مقام‌الملک» یکی از رجال سیاسی ایران در دوره قاجار و پهلوی، دوست و ندیم رضا شاه پهلوی و سالها عهده‌دار نمایندگی تالش در مجلس شورای ملی بود.

او فرزند حاج ملا محمد مهدی شریعتمدار  روحانی و مالک معروف گیلان فرزند حاج ملا رفیع شریعتمدار گیلانی  مجتهد و متمول طراز اول ایران در عصر ناصری بود. او در سال ۱۲۶۸ ه.ش در رشت به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی و سطح را در گیلان به اتمام رسانید و چندی هم دروس خارج گرفت و مجتهد شد، ضمناً زبان روسی را نیز به خوبی می‌دانست و با کنسولگری روسیه در رشت مناسبات حسنه‌ای داشت. حاج آقا رضا قائم مقام الملک چندی در تهران کنسول افتخاری سفارت روس و رابط با وزارت امور خارجه بود. پس از کودتای اسفند ۱۲۹۹ به زندان افتاد اما کمی بعد آزاد شد. وی به دوستی با دولت روسیه مشهور بود و حتی یک روز که از خیابان شاه‌آباد با درشکه شخصی خود عبور می‌کرد مورد سوء قصد واقع شد و چند تیر به سوی او شلیک شد که دو گلوله به کتف و بازوی او جراحاتی وارد آورد ولی جان به سلامت برد. پس از تشکیل قشون متحدالشکل، حاج آقا رضا به سمت مشاور سیاسی رئیس قشون، رضاخان، منصوب شد. وی در ابتدای دوران بیست ساله سلطنت رضاشاه از نزدیکان و مشاوران وی بود و در ادوار پنجم، ششم، هفتم و دوازدهم نماینده تالش در مجلس شد.  قائم مقام رفیع در سال ۱۳۱۳ از چشم رضاشاه افتاد و وی دستور زندانی کردن و سر به نیست کردن او را داد اما بنا به دلایلی و به ویژه وساطت برادر او که در آن زمان در نجف اشرف به سر می‌برد و از روحانیون بانفوذ عتبات عالیات بود از کشتن وی صرف نظر کرد و مدتی بعد نیز دستور آزاد کردن او را از زندان داد.

بعد از شهریور ۱۳۲۰ برائت وی در دادگستری اعلام شد و به مجلس بازگشت و دوره‌های چهاردهم، پانزدهم، شانزدهم و هفدهم نماینده تالش در مجلس بود. همچنین در ادوار دوم و سوم مجلس سنا سناتور شد.  وى به سبب محبتى که محمدرضا شاه جوان از دوران خردسالى خود نسبت به او داشت دارای یک مقام معنوى و احساسى نزد وی بود. وى در این مقام سعى کرد مناسبات دربار با روحانیت قم را التیام بخشد و شاه را به عنوان یک پادشاه حامى و مروج دین و مذهب نشان دهد. وى پس از شهریور ۱۳۲۰ پیوسته در کنار شاه بود، با او به سفر مى رفت و در متن و حاشیه حوادث بود. او در بیشتر مراسم ها بدون آنکه سمت رسمى داشته باشد حضور داشت. گفته شده که وی از مخالفین اجرای قانون اصلاحات ارضی بود و بارها نظر مخالف خود را به شاه ابلاغ کرده بود و لذا در اواخر عمر خانه‌نشین شد. رفیع در زمستان ۱۳۴۲ و در سن ۷۷ سالگی در تهران درگذشت.

محسن همراز


محسن همراز ملقب به فاضل‏الملک وکیل مجلس و وکیل برجسته دعاوى در 1262 تولد یافت. تحصیلات خود را در رشته معارف اسلامى در حد متعارف انجام داد. در اوایل مشروطیت به خدمات قضائى اشتغال ورزید و قریب بیست سال در مشاغل مختلف قضائى مباشرت داشت. در تشکیلات جدید دادگسترى در 1306 پروانه وکالت دادگسترى گرفت. چون به فوت و فن قضائى آشنایى کامل داشت بزودى در زمره وکلاى سرشناس و معروف ایران درآمد و وکیل رسمى دربار رضاشاه بود. دعاوى مربوط به املاک پهلوى هم به او ارجاع مى‏شد. نزدیکى به تیمورتاش و دربار پهلوى او را به سوى سیاست سوق داد. در دوره هفتم از طوالش به مجلس رفت و متوالیا در ادوار هشتم، نهم، دهم، یازدهم، دوازدهم و سیزدهم وکالت استرآباد (گرگانرود) را داشت. پس از 1320 که انتخابات تا حدى آزاد شد و بعضى از نزدیکان رضاشاه مورد بغض قرار گرفتند همراز هم کناره‏گیرى از وکالت کرد و با سرمایه قابل ملاحظه‏اى که از دعاوى بدست آورده بود زندگى خود را ادامه داد تا اینکه در 1329 درگذشت.

 

 

 

حسین معینی

 

 

مصطفی مصطفوی کاشانی

 

هلاکو رامبد


هلاکو رامبد نماینده تالش در مجلس شورای ملی او سالها از دوره نوزدهم تا دوره بیست و چهارم یعنی از سال 1335 تا 1357 نماینده تالش در مجلس شورای ملی بود که از این نظر در بین نمایندگان گیلان از قدیم الایام تا حال رتبه نخست را دارد. او فرزند حسین خان سردار اسعد و نوه نصرت الله خان سردار امجد حاکم معروف تالش در زمان قاجاریه بود. هلاکو رامبد در سال 1295 ه.ش در تالش به دنیا آمد و در جوانی به خدمت ارتش در آمد ولی با درجه سرهنگی کناره گیری کرد و به تجارت پرداخت و پس از مدتی نماینده شرکت هواپیمایی آل ایتالیا در ایران شد. او در طول دوران نمایندگی مجلس از بزرگان حزب مردم بود و درسال 1346 به معاونت حزب مذکور انتخاب شد. ولی در سال 1354 وارد حزب رستاخیز شد و در سال 1356 به خاطر نزدیکی با جمشید آموزگار نخست وزیر وقت به سمت وزیر ارشاد و معاون پارلمانی نخست وزیر انتخاب گردید. او همزمان با پیروزی انقلاب از ایران خارج شد و سالها در کشورهای مختلف به فعالیت های گوناگونی از جمله همراهی و همکاری با رضا خان پهلوی ولیعهد محمد رضا شاه آخرین پادشاه ایران پرداخت، تا جائیکه مدت ها رئیس دفتر او بود. او اگر چه یکبار به خاطر اختلافاتی که با رضا پهلوی داشت از سمت ریاست دفتری او اخراج شد ولی بعدها بازهم با همکاری با رضا پهلوی و پذیرفتن ریاست دفتر او پرداخت ولی پس از چندی از سمت خود استعفا داد. او که از بازماندگان خوانین کرگانرود بود بواسطه خدمات ماندگارش به تالش در منطقه شهرت دارد.

رامبد در روز یکشنبه دوم اردیبهشت1386 در شهر نانسی فرانسه درگذشت و در همان جا به خاک سپرده شد. از رامبد دو فرزند پسر باقی مانده است.گفته می شود بنا به وصیت رامبد هزینه مراسم او خرج امور خیریه شده است. رامبد در زمان خود از جمله سیاستمداران بانفوذ در دربار شاه پهلوی بود و شرکت صنایع و کاغذ ایران(چوکا)، شرکت صنایع چوب اسالم، بیمارستان دولتی تالش و... از جمله پروژه های بازمانده از زمان نمایندگی اوست.

سید یونس عرفانی


سید یونس عرفانی، زاده ۱۳۱۳ در روستای شیرآباد شهرستان تالش از استان گیلان است. وی در سمت‌های عضو مرکزی جامعه روحانیت مبارز تهران، رئیس کمیته منطقه ۸ انقلاب اسلامی، نماینده اولین دوره مجلس شورای اسلامی شهرستان تالش فعالیت داشته‌است. تحصیلات ابتدایی را در روستای شیر آباد در مکتب خانه انجام داد.برای ادامه تحصیلات به شهر اردبیل رفت و در رشته ادبیاتبه تحصیل پرداخت. برای تحصیلات تکمیلی به شهر قم مهاجرت نمود.از اساتید وی می توان به آیت الله بروجردی، روح الله موسوی خمینی، آیت الله مشکینی نام برد. سید یونس عرفانی با تحصیل در حوزه علمیه قم با بسیاری از بزرگان آشنا شد.دوستی و ارتباط با علما و روحانیون ایرانی و خارجی که در شهر قم تحصیل و یا تردد می کردند باعث شناخته شدن آیت الله عرفانی در بیشتر کشورهای اسلامی شد. سخنرانی در دانشگاه الازهر مصر و مباحثه با علما و روحانیون شیعه و اهل تسنن از او چهره ای تقریبی به یادگار گذاشته است. همراهی و همکاری با امام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان و رهبر جنبش امل اسلامی، شرکت در موتمرهای اسلامی کشورهای سوریه، پاکستان، عراق، مصر و دیگر فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی ایشان در کارنامه ایشان قبل از انقلاب اسلامی ثبت است.

 

 

 

 

 

سید مجتبی عرفانی

ابراهیم میرغفاری مریان


عسگر اسلامدوست کاربندی

 

بهمن محمد یاری


اینجانب بهمن محمدیاری در سال درسال 1341 در شهر ماسال و در خانواده ای مذهبی و زحمتکش متولد شدم دوران تحصیل ابتدائی را درمدرسه حافظ ،‌دوران راهنمایی را در مدرسه معین و دوره متوسطه را در دبیرستان ماسالی (شهید مطهری ) و تحصیلات دانشگاهی ام را در رشته مدیریت در شهر رشت سپری نمودم همزمان با تحصیل همواره با پدر مرحومم در اداره مغازه و کسب و کارهمکاری داشته و در کنارآن به ورزش نیز می پرداختم.  در دوران تحصیل به طور مستمر به فوتبال می پرداختم و علاوه بر مدرسه و تیمهای مختلف ، در سنین نوجوانی در تیم اصلی شهرستان و همچنین تیم نوجوانان و آموزشگاه های شهرستان تالش برای مسابقات استانی حضور داشتم که این فعالیت ورزشی تا حضور در تیم جوانان ایرانمهر رشت و تا سال 60 ادامه داشت.  سال 56 با استماع نوار سخنرانیهای دکتر شریعتی و همچنین ارتباط با عناصر سیاسی استان با مسائل روز کشور و وابستگی رژیم پهلوی به بیگانگان آشنا شده و افکار مخالف رژیم پیدا کردم .البته قبل از انقلاب در شهرستان ماسال بدلیل وجود عناصر سیاسی مخالف رژیم ،‌ تفکرات ضد رژیم وجود داشت و اینجانب هم در مدرسه مسائلی را مطرح می کردم که در این رابطه مورد توبیخ مدیر مدرسه قرار گرفتم  .با آغاز انقلاب اسلامی و حرکت های اعتراضی مردم در شهرهای قم ، تبریز و ادامه آن در شهرهای دیگر ،‌بنده همگام با مردم در جریان انقلاب قرار گرفتم و در تابستان سال 57 در سخنرانیهای شبهای ماه مبارک رمضان مرحوم احسان بخش که نهایتاً‌ منجر به دستگیری ایشان و گروهی از انقلابیون رشت شد شرکت داشتم . در بازگشایی مدارس در مهر ماه 57 بنده و دانش آموزان همفکر به بهانه های مختلف از حضور درکلاس درس خودداری نموده و از آن به بعد در طول دوره انقلاب تا 22 بهمن 57 که روز پیروزی انقلاب اسلامی بود در همه حرکتها نقش فعال داشتم. با پیروزی انقلاب اسلامی اینجانب بعنوان نماینده دانش آموزان در کمیته انقلاب اسلامی و تا پایان تحصییلات دبیرستان در سال 59 در نهاد های انقلابی همچون جهاد سازندگی ،‌ کمیته امداد و بسیج حضور مستمر و فعال داشتم. مورخ 16/7/59 پس از پایان تحصیلات دبیرستانی و با وقوع انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه ها به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوستم و محل ماموریت بنده شهرستان تالش قرار گرفت و پس از آن تا سال 1370 در شهر های مختلف استان گیلان فعالیت داشتم که در این سالها علاوه بر تقابل و مبارزه با گروه های محارب مدتی را نیز در جبهه های جنوب و غرب حضور یافتم .در سال 1370 به پیشنهاد دوستان در چهارمین دوره مجلس شورای اسلامی کاندیدای نمایندگی مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه تالش شده و در مرحله اول با کسب حدود 29 هزار رای بعنوان نفر دوم راهی مرحله دوم شده و در این مرحله نیز با کسب حدود 42 هزار رای در مقابل 45 هزار رای آقای عرفانی از راهیابی به مجلس بازماندم .سال 74 انتخابات دوره پنجم مجلس شورای اسلامی برگزار شد و بنده با بیش از 51 هزار رای با فاصله حدود 14 هزار رای از نفر دوم به مجلس شورای اسلامی راه یافتم. دوره پنجم حوادث و اتفاقات فوق العاده اعم از رویداد دوم خرداد ، درگیری های خیابانی و حرکت های اعتراضی دانشجویی و ... را در برداشت و بنده هم در طول چهار ساله این دوره اتفاقات و رویدادهای مختلفی را پشت سر گذاشته و تجربیات سیاسی جدیدی را سپری نمودم در مجلس شورای اسلامی عضو کمیسیون امور اقتصادی و دارائی و تعاون بودم و از نظر اجرایی توفیقات بی نظیری را آفریدم .
تشکیل دو شهرستان جدید ماسال و رضوانشهر ،‌انتقال باشگاه چوکا از انزلی به تالش ، گاز رسانی به شهر ها و روستا ها ، زیر سازی  500 کیلومتر و آسفالت 200 کیلومتر جاده روستایی ، احداث دهها پل ، تصویب و شروع احداث جاده 4 بانده پونل به آستارا ، اخذ مجوز تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی تالش ، احداث ساختمان اداری و درمانی تامین اجتماعی تالش ،‌ تشکیل دهها اداره جدید ، تشکیل بخشهای اسالم، پره سر، و شاندرمن و شهرداریهای متعدد، اتمام برق رسانی به روستا های جلگه ای و آغاز برق رسانی به مناطق کوهستانی و ییلاقی و نهایتاً ایجاد تحول سیاسی و مبارزه جدی با جو اختناق حاکم بر شهرستان و صدها فعالیت عمرانی در سطح سه شهرستان این دوره را به عنوان یک دوره پر تحرک و پر نشاط در امر سازندگی معرفی نمود.  ناگفته پیداست که شرح فعالیت های این دوره نیاز به یک کتاب مفصل دارد که امید است در فرصت مناسب انتشار یابد.  در انتخابات دوره ششم علیرغم تبلیغات حاکم که اینجانب را در ردیف رقبا نیز محسوب نمی نمودند نفر دوم شدم و بدلیل حضور در کمیسیون اقتصادی مجلس در وزارت امور اقتصادی و دارایی بعنوان مشاور وزیر وقت جناب آقای دکتر نمازی منصوب شده و در طی چهار سال علاوه بر وزارت اقتصاد ، فعالیت در گمرک ایران و بیمه البرز را تجربه نموده و در طی چهار سال نیز همواره به ارتباط با مردم وفادار ، خونگرم و دوستان ادامه دادم . انتخابات دوره هفتم با حضور چندین رقیب آغاز و به دلیل رد صلاحیت تعدادی از آنان انتخابات به دو جبهه طرفداران بنده و مخالفین تبدیل و در روزهای آخر تبلیغات علنی رقابت فوق العاده نزدیک و فشرده ای شکل گرفت . روز جمعه 18 اسفند انتخابات در حالی برگزار گردید که گروهی از عوامل اجرایی تمام قوای خودرا برای مقابله با بنده به صحنه آورده و برای شکست بنده به هر ترفندی متوسل شدند.  اراده قوی ، فعالیت موثر،‌ مردمی و همه جانبه دوستان کفه ترازو را به نفع گروه ما رقم می زند و علیرغم اعلام اولیه پیروزی رقیب توسط عوامل اجرایی ، نهایتاً شمارش دقیق آرا حکم به پیروزی ما با 74003 رای در انتخابات مجلس هفتم را داد .در مجلس هفتم عضو کمیسیون عمران شدن و در این دوره نیز فعالیت های عمده ای با همکاری مدیران در سه شهرستان به انجام رسید که تعدادی از مهم ترین پروژه ها بشرح ذیل می باشد.  اجرایی شدن نیروگاه سیکل ترکیبی 1000 مگاواتی پره سر ،‌ تهیه زمین و آغاز ساختمان بزرگ دانشگاه آزاد اسلامی تالش ، احیاء مجدد باشگاه چوکای تالش ، جلوگیری از تعطیلی کارخانه چوکا و خارج نمودن آن از زیاندهی و سوددهی کارخانه ،‌ رهایی شرکت شفارود با حدود 1500 نفر پرسنل از زیاندهی و سودده نمودن شرکت ، احیاء مجدد کارخانه صنایع چوب اسالم و خرید ماشین آلات جدید جهت تولید نئوپان ، اجرایی نمودن گازرسانی دهستانهای خاله سرای 57، خطبه سرا و کشلی و دهستان طاسکوه و حدود 100 روستا در سه شهرستان از جمله شروع عملیات گازرسانی به کلیه روستاهای دهستان جوکندان ،‌تسریع در آبرسانی به روستاهای سه شهرستان ، تاسیس شهرداری چوبر و کمک های مالی موثر برای شهرداری ها و ساخت دهها مدرسه ، کتابخانه ، پیگیری احداث مجتمع پالایشگاه و پتروشیمی در شمال تالش ،‌حمایت از صنایع و احداث کارخانجات متعدد در سه شهرستان و صدها پروژه بزرگ و کوچک .در این دوره اینجانب با موضعگیری ها و مشارکت در مباحث مطروحه در مجلس مورد تحسین بسیاری از مردم ، صاحبنظران و کارشناسان قرار گرفته و دراین بخش نیز فعالیت موثر داشته ام که نطق ها و اظهار نظر های مطروحه توسط اینجانب در صحن علنی مجلس در مشروح مذاکرات موجود می باشد.

 

محمود شکری


حاج محمود شکری در تاریخ اول فروردین سال 1338 در خانواده ای روستایی در محل روستای سیاه داران چشم به جهان گشود. روستایی که در آن زمان (رژیم منحوس پهلوی) علیرغم فاصله ی بسیار کم با شهر از امکانات اولیه چون جاده، برق، آب شرب و محروم بود. 

ایشان دوران کودکی را در کنار پدر و مادر زحمت کش و کشاورز در شرایط سختی سپری کرد وی  از آغاز تحصیلات خود چنین می گوید: ” در سال 1344 در محله ترشَ بر طولارود پایین در مسجد در کلاس اول ثبت نام نمودم. متاسفانه به دلیل کمبود امکانات در منطقه مدرسه نبود. بعد از دوسال یک مدرسه ی ابتدایی در طولارود پایین احداث کردند که بنده تا کلاس چهارم در آن مدرسه درس خواندم. معلمان خوب و دلسوزی داشتیم. تمامی تلاششان این بود تا بچه های روستایی برای نجات از محرومیت و برای آینده ای بهتر درس بخوانند. کما اینکه شکر خدا همین طور هم شد. اکثر همکلاسانم تحصیلات را تا مدارج علمی بالا ادامه دادند و بحمدالله افراد موفقی هستند. کلاس پنجم ابتدایی و همچنین دوره ی راهنمایی و دبیرستان را هم در شهر هشتپر به پایان رساندم.

 در سال 1356 پس از شنیده شدن ندای امام روح الله (ره) توسط مردم تالش ، اولین مبارزه ی انقلابی و تظاهرات از دبیرستان کورش کبیر محل تحصیل حاج محمود آغاز گردید که ایشان به عنوان طلایه دار وعلمدار این نهضت در کنار دیگر جوانان انقلابی از رژیم طاغوت و دست نشاندگان ملعونش اظهار برائت نمود. حاج محمود علاوه بر سابقه ی خدمت در ارتش جمهوری اسلامی ایران سابقه ی 10 ماه شرکت داوطلبانه در نبرد حق علیه باطل را نیز در کارنامه ی خود دارد.

 

 

در ادامه برای آشنایی با مجلس شورای ملی و سنا مطالبی قرار گرفته شده است.

 

مجلس شورای ملی

مجلس شورای ملی در جریان جنبش مشروطه و بر پایه اولین قانون اساسی ایران تشکیل شد و همراه با مجلس سنا، در حکم پارلمان ایران بود. در دوران‌های آغازین مجلس، به احترام فرمان مشروطیت مظفرالدین‌شاه به مجلس شورای ملی ایران «دارالظفر »نیز می‌گفتند. مجموعه مجلس شورای ملی و مجلس سنا را اغلب به نام «مجلسین» می‌خواندند. از صدور فرمان مشروطیت در سال ۱۲۸۵ خورشیدی تا انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ خ. کلاً ۲۴ دوره مجلس شورای ملی تشکیل شد که البته در میان برخی از این دوره‌ها ایام فترت پیش می‌آمد و کشور بدون مجلس می‌ماند.

تدوین نظامنامه انتخابات:

پس از امضای فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه در مرداد ۱۲۸۵ خورشیدی یک مجلس موقت (که از آن به عنوان اولین مجلس مؤسسان نیز نامبرده شده) برای تدوین نظامنامه انتخابات مجلس ملی در تهران گشایش یافت. نمایندگان آن عمدتاً تجار، روحانیون، و رؤسای اصناف بازار تهران بودند. بر اساس این قانون انتخاب‌شدگان به شش طبقه تقسیم می‌شدند: شاهزادگان و قاجارها، روحانیون و طلاب، اعیان و اشراف، تجار داری تجارتخانه معیّن، مالکان با حداقل هزار تومان دارایی و صنعتگران و پیشه‌وران از صنوف شناخته شده و دارای مغازه‌ای با شرایط مشخص. انتخاب‌شوندگان شامل ۱۵۶ نماینده بودند که از این تعداد ۶۰ کرسی به تهران و ۹۶ کرسی به دیگر ایالات اختصاص داده شده بود. نامزدهای پارلمانی می‌بایست خواندن، نوشتن و تکلم به زبان فارسی را قادر باشند. مقرر گردید انتخابات ایالتی در دو مرحله انجام شود. در مرحله نخست انجمن‌های ایالتی تشکیل و سپس از میان آنها نمایندگانی برای مجلس ملی برگزیده شوند. انتخابات در تهران اما در یک مرحله انجام می‌شد.

گشایش مجلس اول

نگاره نخستین نمایندگان مجلس

نخستین جلسه دوره اول مجلس شورای ملی در ۱۸ شعبان ۱۳۲۴ برابر با ۱۴ میزان مهر ۱۲۸۵ ‏ و برابر با ۷ اکتبر ۱۹۰۶در کاخ گلستان و در حضور مظفرالدین شاه قاجار گشایش یافت و پس از آن خانه میرزا حسین خان سپهسالار صدراعظم معروف دوره ناصری واقع در میدان بهارستان جنب مسجد و مدرسه سپهسالار به تشکیل جلسات مجلس شورای ملی اختصاص یافت که تا انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ ه‍. ش بیشتر جلسات در همانجا تشکیل می‌شد. ترکیب مجلس اول به این شکل بود: ۲۶% نمایندگان روسای اصناف، ۲۰% روحانیون و ۱۵% از تجار بودند.

نوشتار اصلی : قانون اساسی مشروطه

نخستین وظیفه مجلس تنظیم سندی بود که بعداً به قانون اساسی شهرت یافت. مظفرالدین شاه قانون اساسی را در ۹ دی، پنج روز قبل از مرگش، امضاء کرد. پس از آن نمایندگان هم خود را مصروف تدوین و تنظیم سند نهایی موسوم به متمم قانون اساسی نمودند. شاه جدید محمد علیشاه ابتدا از تأیید متمم قانون اساس امتناع کرد اما چون با اعتراض مردم در شهرهای عمده بخصوص تهران، تبریز، اصفهان، شیراز، مشهد، انزلی، کرمانشاه، کرمان و رشت مواجه شد، عقب نشست؛ در مجلس ملی حضور یافت، عهد کرد به قانون اساسی احترام گذارد و مهر سلطنتی را به متمم قانون اساس زد.

نوشتار اصلی: استبداد صغیر

مجلس اول پس از حمله قوای قزاق به مجلس در تیرماه ۱۲۸۷ تعطیل شد. این تعطیلی تا زمان فتح تهران و تشکیل مجلس عالی ادامه یافت.

مجلس عالی

صبح روز جمعه ۲۷ جمادی الثانی سال ۱۳۲۷ قمری برابر ۲۸ تیرماه ۱۲۸۸ شمسی، پس از فتح تهران پانصد نماینده از میان نمایندگان مجلس اول، نیروهای مجاهدین و بختیاری، بازار و آزادیخواهان گرد آمده و مجلس عالی را تکشیل دادند. تعداد این جمع در حدود سیصد نفر بود و چون شرکت همه این افراد در تدوین لوایح ضروری و بسیار فوری‏ میسر نبود از میان خود چند تن انتخاب کردند تا با دقت پیشنهادها و لوایح ضروری را تنظیم و برای تصویب به مجلس عالی تقدیم کنند. اعضای این هیات عبارت بودند از: حکیم الملک، مرتضی قلی خان صنیع الدوله، حسینقلی خان نواب، میرزا حسین خان کسمایی رشتی،معز السلطان رشتی سردار محیی، میرزا سید محمد امامزاده، مرتضی قلی خان بختیاری، وثوق الدوله، میرزا احمد خان قوام السلطنه، صدر العلماء، سید محمد بهبهانی، مستشارالدوله، وحید الملک، حاج سید نصر الله، نظامالسلطان، میرزا یانس، حاج محمد علی تاجر سالار حشمت، عمیدالسلطان، میرزا علی محمد خان، میرزا طاهر، میرزا محمد خراسانی، حاج سید محمد تاجر، میرزا سلیمان خان، عمید الحکماء، آقا میرزا غفار. هیئت مذکور بعد از ظهر همان روز با توجه به مصالح ملی و مقتضیات کلی لوایح ذیل را که‏ ضرورت تمام داشت تنظیم کرد و از تصویب مجلس عالی گذراند.

1.      محمدعلیشاه را عزل و پسر دوازده ساله‌اش، احمد میرزا، را به سلطنت برگزید.

2.      عضدالملک به عنوان نایب‌السلطنه انتخاب شد

3.      انتخاب ولیخان سپهدار اعظم به وزیری جنگ.

4.      تعیین حاج علی قلی خان سردار اسعد به وزارت داخله.

مجلس عالی همچنین قانون جدید انتخاب را تصویب کرد. این قانون شرط مقدار ثروت را برای مالکان به ۲۵۰ تومان کاهش داد، نمایندگی بر مبنای طبقه و شغل را لغو کرد، تعداد کرسیهای نمایندگی تهران را از ۶۰ به ۱۵ تقلیل داد، کرسیهای نمایندگان ایالات را به ۱۰۱ کرسی افزایش داد و چهار کرسی برای اقلیتهای مذهبی در نظر گرفته شد.

در اواخر ماه رجب بیشتر کمیسیون تغییر یافتند و تعداد شان هم کاهش‏ یافت. هیئت جدید که هیئت مدیره نام گرفت با عضویت سپهدار تنکابنی، سردار منصور، شاهزاده فرمانفرما، حاج علی قلی خان بختیاری، حکیم الملک، و وزیران:جنگ، پست وتلگراف، عدلیه، داخله، مستشار الدوله، تقی‏زاده، حسینقلی خان نواب و وثوق الدوله تشکیل گردید. در آغاز کار دو تن از افراد هیئت:حسین قلی خان نواب و فرمانفرما مأموریت یافتند که جواهراتی را که‏ محمد علی شاه مخلوع ربوده بود پس بگیرندو املاک او را برای پرداختن‏ وام‌هایش مصادره کنند. یکی دیگر از کارهای پردردسر این هیئت مدیره اخراج اسمیرنوف معلم‏ روسی احمد شاه بود. این معلم را که مردی نظامی بود محمد علی شاه برای‏ تربیت پسرش گماشته بود و روسیان امید داشتند که ولیعهد بر اثر تعلیمات‏ و تلقینات اسمیرنوف هواخواه سیاست آنان شود. به همین سبب وقتی که به‏ اخراج وی فرمان رفت، سخت برآشفتند و تهدیدها کردند. اما چون ترساندن‏ فایده‌ای نداد شرط کردند که اگر دولت ایران اسمیرنوف را همچنان به معلمی‏ شاه بگذارد آنان نیمی از سربازان خود را که تا قزوین کشانده بودند بیرون‏ برند، ولی هیئت نپذیرفت و نواب گفت: ما چگونه معلمی را که قدر نصف قشون‏ روس مقیم قزوین قدرت و اثر دارد در دربار رها کنیم و بر خود نیندیشیم.

مجلس دوم

مجلس دوم در آبان ۱۲۸۸ گشایش یافت. بلافاصله به کابینه سپهدار رأی اعتماد داد و یپرم‌خان را رئیس نظمیه تهران قرار داد. مجلس دوم موفق شد وامی به مبلغ ۱،۲۵۰،۰۰۰ پاوند از بانک شاهی برای بازسازی ساختار اداری وصول نماید. همچنین یازده افسر سوئدی برای ایجاد نیروی ژاندارمری و شانزده متخصص مالی آمریکایی به ریاست مورگان شوستر برای سازماندهی مجدد نظام مالیاتی استخدام کرد. در مجلس دوم دو فراکسیون عمده حضور داشتند: یکی فرقه اعتدالی با ۵۳ نماینده و گرایش محافظه‌کار و دیگری فرقه دموکرات با ۲۷ کرسی و گرایش اصلاح‌طلب. برخی رهبران شاخص اعتدالیون عبارت بودند از: آیت‌الله بهبهانی، آیت‌الله طباطبائی، سپهدار اعظم، عبدالحسین میرزا فرمانفرما که حمایت روحانیون، تجار و پیشه‌وران را در پشت سر داشتند. پیشگامان فرقه دموکرات در مجلس نیز تقی‌زاده، محمدعلی تربیت، سلیمان اسکندری و محمدرضا مساوات بودند. برخورد اعتدالیون و دموکراتها شدت یافت تا آنکه بهبهانی ترور شد. کمی بعد مستوفی‌الممالک جانشین سپهدار شد و واقعه پارک اتابک پیش آمد. در تیر ما ۱۲۹۰ شاه مخلوع با لشکری از عشایر ترکمن، شاهسون و کرد برای بازپس گیری سلطنت در ایران ظاهر شد. قشقاییها به شیراز هجوم آورده و قوام‌الملک شیرازی ایلخان خمسه را مجبور ساختند که به کنسولگری انگلستان پناهنده شود. متعاقباً در مهر ۱۲۹۰ قوای انگلیس در بوشهر پیاده شد. در آبان همان سال در پی مصادره اموال شاهزاده شعاع‌السلطنه توسط مورگان شوستر، روسها انزلی و رشت را تصرف کرده و با اعلام اولتیماتوم اخراج شوستر را خواستار شدند. چون مجلس زیربار اولتیماتوم نرفت، صدراعظم و نایب‌السلطنه مجلس را تعطیل کرده و با شرایط روسها موافقت کردند. حتی پس از انحلال مجلس دوم کمیسیون عدلیه به ریاست سیدحسن مدرس تشکیل جلسه می‌داد و توانست قانون تشکیلات عدلیه، محاکم صحیه و جناحی را تدوین و تصویب کند.

دوره سوم مجلس

دوره سوم مجلس شورای ملی در ۱۷ محرم ۱۳۳۳ برابر با ۱۴ آذر ۱۲۹۳ توسط احمدشاه قاجار و با حضور شصت و هشت نماینده افتتاح شد. با حذف شرایط نمایندگان، تغییراتی از لحاظ طبقات و مشاغل میان وکلا رخ داد. از جمله آنکه تعداد ملاکین و روحانیون افزایش یافت اما از شمار بازرگانان و صاحبان مشاغل آزاد کاسته شد. تعداد اعضای فراکسیون دموکرات در مجلس سوم به ۳۱ نفر و اعضای اعتدالیون نیز به ۲۹ نفر تقلیل یافت. در این مجلس ۱۴ نفر نیز عضو فراکسیون هیأت علمیه بودند که رهبری آن با سیدحسن مدرس بود. وقتی مجلس سوم شروع به کار کرد جنگ جهانی اول به تازگی آغاز شده بود.

نوشتار اصلی: ایران در جنگ جهانی اول

لاجرم با ورود قوای روس، انگلیس و عثمانی و تبدیل ایران به صحنه جنگ، این مجلس نیز بیش از یک سال دوام نکرد.

مجلس چهارم

دوره چهارم مجلس شواری ملی در اول تیرماه ۱۳۰۰ خورشیدی مطابق با ۱۵ شوال ۱۳۳۹ توسط احمدشاه قاجار گشایش یافت و در ۳۰ خرداد ۱۳۰۲ ۷ ذیقعده ۱۳۴۱ پایان یافت محافظه‌کاران وارثان فرقه اعتدالی توانستند در مجلس چهارم اکثریت را به دست آورند؛ بیشتر به دلیل آنکه رقیبان اصلاح‌طلبشان در روزهای پرآشوب مجلس ملی سوم قانون انتخاباتی را گذرانده بودند که در آن به کلیه افراد بالغ ذکور حق رأی داده می‌شد. جالبتر آنکه محافظه‌کاران سابق در این مجلس نام حزب اصلاح‌طلب را برخود نهاده بودند. رهبران آن روحانیون بزرگ، تجار توانگر و اشراف زمیندار بودند، اشخاصی همچون سیدحسن مدرس، شاهزاده فرمانفرما، احمد قوام و مرتضی قلی‌خان بیات. نمایندگان محافظه‌کار، حداقل در ابتدا، همکاری خوبی با سردار سپه داشتند. آنان با ابقای رضاخان در وزارت جنگ، افزایش بودجه نظامی برای سرکوب شورشهای عشایری و دادن اجازه جمع‌آوری عواید حکومتی از املاک دولتی و مالیات غیرمستقیم به وزیر جنگ موافقت کردند و هزینه اعزام سالانه شصت افسر قشون برای تحصیل در آکادمیهای نظامی فرانسه را تصویب کردند. اما این همکاری در واپسین روزهای مجلس چهارم کمرنگ شد و رضاخان در انتخابات مجلس پنجم جانب اصلاح‌طلبان جوان حزب تجدد را گرفت.

مجلس پنجم

پنجمین مجلس در تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۰۲ خورشیدی مطابق با ۵ رجب ۱۳۴۲ افتتاح شد و در ۲۲ بهمن ۱۳۰۴ نیز به کارش خاتمه داد. در اواخر مجلس چهارم بین رضاخان و نمایندگان محافظه‌کار اختلاف افتاد، لاجرم رضاخان با استفاده از ارتش برای دستکاری در انتخابات در بسیاری از حوزه‌های انتخابیه عشایری توانست اکثریت موثری برای احزاب تجدد و سوسیالیست در مجلس جدید فراهم آورد. اکثریت جدید مجلس به رضاخان که اکنون دیگر نخست‌وزیر شده بود رأی اعتماد داد. لایحه نظام وظیفه اجباری را تصویب کرد، بودجه دربار را قطع کرد، القاب اشرافی چون الدوله، السلطنه و الممالک را لغو کرد و کلیه مردم را ملزم ساخت شناسنامه بگیرند و نام خانوادگی اختیار کنند. مجلس پنجم همچنین به مذاکره با شرکت استاندارد اویل نیویورک خاتمه داد، به چای، قند و شکر و درآمد مالیات بست تا هزینه راه‌آهن سراسری را تأمین کند، مقیاس واحدی برای وزن و اندازه در کشور تعیین کرد و تقویم هجری خورشیدی را به جای تقویم قدیمی اسلامی قرار داد و عنوان فرمانده کل قوا را که طبق قانون اساسی مشروطه در صلاحیت شاه بود، به وزیر جنگ اعطا کرد. سرانجام این مجلس پنجم بود که لایحه انقراض قاجاریه و تفویض کشور به رضا پهلوی تا گشایش مجلس موسسان را تصویب کرد.

مجالس ششم تا دوازدهم

مجالس ششم تا دوازدهم در دوره پادشاهی پهلوی اول برگزار شدند. در مجالس دوره رضاخانی ترکیب مجلس توسط شخص رضاشاه تعیین می‌شد و مجلس به صورت نهادی بی‌تأثیر درآمده بود. مع‌الوصف شاه اصرار داشت که همه اقدامات اجرایی به تصویب قوه مقننه برسد. لاجرم مجلس، هر چند به شکلی تشریفاتی، به کار خود ادامه داد. از مصوبات مهم مجلس ششم الغای کاپیتالاسیون و تأسیس بانک ملی ایران بود. در مجلس هفتم اجازه نشر اسکانس از بانک شاهی به بانک ملی منتقل شد. در مجلس هشتم امتیازنامه دارسی ملغی شد. در مجلس نهم قرارداد جدید تنظیمی شده با شرکت نفت ایران و انگلیس تصویب شد. در دور دهم مجلس قانون تشکیل مؤسسه راه‌آهن دولتی ایران تصویب شد. در دوره یازدهم مجلس قانون سرشماری عمومی تصویب شد در همین ایام جنگ جهانی دوم آغاز شد و دولت ایران اعلام بی‌طرفی کرد. دوره دوازدهم مقارن بود با وقایع شهریور ۱۳۲۰ و استعفای رضاشاه.

مجلس سیزدهم

دوره سیزدهم مجلس روز ۲۲ آبان ۱۳۲۰ شروع به کارکرده و در روز اول آذر ۱۳۲۲ به کار خود خاتمه داد. اگرچه انتخابات مجلس سیزدهم در در زمان پهلوی اول انجام شده بود و ناگزیر ترکیب مجلس تفاوت چندانی با دوره‌های قبل نداشت، مع‌الوصف تحت تأثیر فضای باز سیاسی که پس از استعفای رضاخان به وجود آمده بود به تدریج نمایندگان در چهار گروه یعنی فراکسیون اتحاد ملّی، فراکسیون میهن، فراکسیون آذربایجان و فراکسیون عدالت تشکل یافتند. اتحاد ملی گروه بزرگتر بود اما اکثریت نداشت و عناصری از اشراف را نمایندگی می‌کرد که توانسته بودند در رژیم رضاشاه جائی برای خود باز کنند. رهبری گروه با مرتضی‌قلی‌خان بیات بود. حسن اسفندیاری، ریاست مجلس سیزدهم و بالاخره سید احمد بهبهانی از دیگر افراد شاخص این فراکسیون بودند. فراکسیون میهن از میان زمینداران و تجار مناطق جنوبی و جنوب غربی تحت اشغال انگلستان تشکیل می‌شد. هاشم ملک مدنی سخنگوی اصلی گروه بود. مهدی نمازی، تاجر شیرازی و دکتر هادی طاهری تاجر ابریشم از یزد از دیگر افراد شاخص این گروه بودند. فراکسیون آذربایجان را اشراف قاجار رهبری می‌کردند. رهبری گروه را که شامل بیش از چند نماینده نبود، محمدولی فرمانفرما به عهده داشت. امیر نصرت اسکندری از اعقاب فتحعلی‌شاه دیگر عضو مهم گروه بود. فراکسیون عدالت نمایندگی نسل قدیم روشنفکران را داشت اینان نخست طرفدار رضاشاه بودند اما به تدریج از شیوه‌های مستبدانه وی به هراس افتاده بودند. از اینرو در امور داخلی می‌خواستند ارتش را تحت نظارت غیرنظامیان درآورند و در امور خارجی امیدوار بودند به ایالات متحده به عنوان نیروی سومی در برابر دو قدرت عمده نزدیک شوند. سخنگوی اصلی این گروه علی دشتی بود. در این دوره، نخست نمایندگان نخست‌وزیر را انتخاب می‌کردند، نخست‌وزیر منتخب برای گرفتن فرمان به حضور شاه می‌رفت و سپس مجلس به برنامه و کابینه‌اش رأی اعتماد می‌داد و به این نسق علی سهیلی، احمد قوام و مجدداً سهیلی به نخست‌وزیری برگزیده شدند. در زمان نخست‌وزیری قوام‌السلطنه مجلس لایحه‌ای را تصویب کرد که اداره مالی کشور را به دکتر میلسپو آمریکایی می‌داد.

 

مجلس سِنا

مجلس سِنا بر اساس قانون اساسی مشروطیت ایران، یکی از دو مجلس قانون‌گذاری ایران به همراه مجلس شورای ملی بود.

تاریخچه

مجلس سِنا از آغاز مشروطیت تا سال ۱۳۲۸ خورشیدی تشکیل نگردید، اما از آن سال به‌بعد در هفت دوره منعقد شد. به موجب قانون اساسی مورخ ۱۲۸۵ حکومت ایران علاوه بر مجلس شورای ملی باید دارای مجلس دیگری به نام ”مجلس سنا“ باشد ولی به علت بعضی از مخالفتها تا پایان سلطنت رضاشاه پهلوی درباره این شاخه قوه مقننه تصمیمی اتخاذ نگردید. پس از شهریور ۱۳۲۰ با اشغال ایران توسط متفقین و تبعید رضاشاه و سست شدن پایه‌های سلطنت پهلوی، مقالاتی در مطبوعات نوشته می‌شد و از دولت های وقت تقاضای تشکیل این مجلس می‌شد و محمدرضا پهلوی نیز نسبت به تأسیس آن علاقه‌مند بود، تا اینکه در روز ۱۹ اردیبهشت ۱۳۲۷ دولت حکیمی لایحه تشکیل مجلس سنا را تقدیم داشت که با اعتراضات زیادی از سوی برخی از نمایندگان مجلس شورا روبه‌رو شد ولی بالاخره با تلاش عده‌ای از دولتمردان اساسنامه آن تدوین و به تصویب مجلس شورا و صحه شاه رسید. تشکیل مجلس و اختیارات آن طبق اصول ۴۳، ۴۴، ۴۵ و ۴۶ متمم قانون اساسی پیش‌بینی شده بود. به موجب اصل ۴۳ قانون اساسی تعداد نمایندگان مجلس سنا شصت نفر بوده که سی نفر از طرف مردم پانزده نفر از تهران و پانزده نفر از شهرستان و نیمی دیگر از سوی شاه پانزده نفر از تهران و پانزده نفر از شهرستان انتخاب می‌شدند که گروه اول سناتورهای انتخابی و دسته دوم به سناتورهای انتصابی معروف بودند. انتخابات مجلس سنا در هر دوره قانون‌گذاری هم‌زمان با انتخابات مجلس شورای ملی شروع و اخذ رأی در یک روز انجام می‌شد. سناتورها باید شرایط خاصی را برای عضویت در مجلس سنا داشته باشند که به صورت اختصار بیان می‌شود: این اشخاص از بین نخست‌وزیران، وزرا، معاونین، استانداران، امرای بازنشسته ارتش، استادان دانشگاه و قضات با داشتن ۱۵ تا ۲۰ سال سابقه و اشخاصی که حداقل ۳ دوره نمایندگی مجلس شورا را داشتند انتخاب می‌شدند. در حقیقت مجلس سنا به ”مجلس شیوخ“ معروف بود زیرا هر فردی که واجد شرایط مذکور نبود نمی‌توانست به مجلس سنا راه یابد و گفته می‌شود گه گاهی هم برای اینکه اشخاص موردنظر واجد شرایط سناتوری شوند به طور موقت احکامی صادر می‌شد.

 

 

دوران قانون گذاری

مجلس سنا کلاً هفت دوره قانون گذاری داشته‌است:

  • اولین دوره مجلس سنا : هم‌زمان با شانزدهمین دوره مجلس شورای ملی در ۲۰ بهمن ۱۳۲۸ در تالار مجلس شورا گشایش یافت اما در سال ۱۳۳۱ هنگام مبارزات ملی شدن صنعت نفت و قطع روابط سیاسی با انگلیس و همچنین مخالفت مجلس سنا نسبت به انتخاب مجدد مصدق به نخست‌وزیری و سیاست وی در زمینه نفت، دکتر محمد مصدق درصدد انحلال مجلس سنا برآمد و از ورود سناتورها به عمارت مجلس شورای ملی در بهارستان جلوگیری شد به طوری که سناتورها جلسه خود را در منزل نظام‌السلطنه مافی تشکیل دادند. بدین ترتیب مجلس سنا تعطیل و پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ دوباره تشکیل شد.
  • دوره دوم مجلس سنا : در ۲۷ اسفند ۱۳۳۲ آغاز و در ۲۵ اسفند ۱۳۳۸ خاتمه یافت.
  • دوره سوم مجلس سنا : در ۳/۱/۱۳۳۹ گشایش یافت و در ۱۹/۲/۱۳۴۰ به فرمان شاه منحل شد.
  • دوره چهارم مجلس سنا : پس از دو سال و اندی تعطیلی در ۱۴/۷/۱۳۴۲ آغاز شد و در ۱۴/۷/۱۳۴۶ خاتمه یافت تا سال ۱۳۴۲ش نمایندگان مجلس را کلاً مردان تشکیل می‌دادند ولی از این سال به بعد بانوان به مجلس سنا راه یافتند و در همین زمان نیز عده‌ای از بانوان به نمایندگی مجلس شورا انتخاب شدند.
  • دوره پنجم مجلس سنا : در ۱۴/۷/۱۳۴۶ گشایش و در ۹/۶/۱۳۵۰ خاتمه یافت.
  • دوره ششم مجلس سنا : در ۹/۶/۱۳۵۰ گشایش و ۱۶/۶/۱۳۵۴ خاتمه یافت.
  • دوره هفتم مجلس سنا : در ۱۷/۶/۱۳۵۴ افتتاح شد و با پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ مجلس سنا منحل شد.

رؤسای مجلس سنا

رؤسای مجلس سنا از بدو تشکیل تا خاتمه پنج تن بودند: ابراهیم حکیمی، حسن تقی‌زاده، محسن صدر، جعفر شریف‌امامی، محمد سجادی که سه تن از آنان قبلاً نخست‌وزیر بوده‌اند (حکیمی، صدر، شریف‌امامی) و دو تن دیگر از رجال (تقی‌زاده، سجادی) و طولانی‌ترین دوره ریاست مجلس سنا با شریف امامی بوده‌است. نمای جنوبی مجلس سنا از خیابان سپه. در دوره شاه، مراسم های سان و رژه در این محل برگزار می شد.

 

 

بنای مجلس سنا

به دلیل اینکه قبلاً محلی برای تشکیل جلسات مجلس سنا در نظر گرفته نشده بود، در سالهای نخستین جلسات سنا در عمارت مجلس شورای ملی تشکیل می‌شد. ولی پس از انحلال مجلس در سال ۱۳۳۱ و گشایش دوباره آن در ۱۳۳۲ سناتورها به این فکر افتادند که هرچه زودتر محلی اختصاصی جهت مجلس سنا درنظر گرفته شود. بدین منظور برخی از سناتورها با تلاش بسیار و با موافقت محمدرضا شاه پهلوی کاخ علیرضا پهلوی را خریداری کردند و به مجلس سنا اختصاص دادند، و از اسفند ۱۳۳۳ به بعد جلسات سنا در آنجا تشکیل شد .اما چون در کاخ جدید نیز محل مناسبی برای ادارات، کتابخانه و سایر تشریفات مربوطه وجود نداشت تصمیم گرفته شد ساختمان جدیدی در کنار کاخ علیرضا احداث شود. بدین ترتیب ساختمان کنونی مجلس توسط حیدر غیایی معمار ایرانی، طراحی و ساخته شد. این بنا تا سال ۱۳۵۷ جهت جلسات مجلس سنا مورد استفاده قرار می‌گرفت. پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ و انحلال مجلس ها، در ابتدا ساختمان سنا برای تهیه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به محل برگزاری جلسه‌های مجلس خبرگان قانون اساسی تبدیل شد. پس از اتمام تدوین قانون اساسی نیز این ساختمان به مجلس شورای اسلامی اختصاص یافت و جلسات این مجلس تا سال ۱۳۸۰ در همین محل برگزار می‌شد. با تکمیل ساختمان جدید مجلس در میدان بهارستان، از این ساختمان تنها برای برگزاری برخی گردهمایی‌های دولتی و جلسات سالانه مجلس خبرگان رهبری استفاده می‌شود.